09120611795

ایده اصلی تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار بسیار ساده است. به شناسایی و توضیح یک مشکل یا مسئله در یک شرکت و تعیین و اجرای یک راه‌حل قابل قبول برای رفع آن، تجزیه‌وتحلیل کسب وکار می‌گویند. با این حال، تجزیه و تحلیل کسب و کار می‌تواند بسیار پیچیده و وقت‌گیر باشد.

 

موسسه بین المللی تجزیه و تحلیل کسب و کار (IIBA)، که BABOK را عرضه کرده، تعریف تحلیل گری تجاری یا همان تحلیل گری کسب و کار را اینگونه بیان می‌کند: « تحلیل‌گری کسب و کار یک روش برای معرفی و مدیریت تغییرات در سازمان است، چه در کسب و  کارهای سودآور، چه دولتی و چه غیر سودآور.»

در ادامه مراحل تجزیه‌وتحلیل یک کسب‌وکار را بررسی خواهیم کرد.

  • نقطه شروع:

    اولین گام در این فرایند شناسایی یک مشکل، یک مسئله یا نیازهای دیگر کسب‌وکار است.

  • تعیین تیم تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار:

    قدم بعدی این است که یک فرد یا یک تیم را برای انجام تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار اختصاص دهید. وظیفه تیم تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار راهنمایی استراتژیک، مستندسازی، تصریح و کمک به سیاست‌های سازمان است. هدف تیم تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار، حل و فصل مشکل با رضایت تمام بخش‌های سازمان است. شايد مهمترين فاکتور در اين فرآيند، ارتباط کامل و آزاد بين افراد سازمان باشد.

  • شناسایی فرآیند فعلی کسب‌وکار:

  • در نمودار پردازش تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار، ستون سمت راست نشان‌دهنده روند کسب‌وکار موجود و افرادی است که در حال حاضر مسئول بخشی از سازمان هستند که دارای مشکل است.
  • شناسایی ذینفعان:

ذینفعان در هر پروژه متفاوت هستند. برای مثال، ذینفعان می‌توانند شامل مشتریان، تامین‌کنندگان، مقامات نظارتی، کارشناسان گزارش‌های مالی و حسابرسان خارجی باشند.

  • شناسایی نیازها:

  •  در ابتدا ضروری است که الزامات و نیازهای ذینفعان به وضوح شناسایی و تعریف شوند. اگر این کار انجام نشود، مشکلی با موفقیت حل نخواهد شد. بعضی از تکنیک‌هایی که می‌تواند برای تعریف نیازهای ذینفعان مورد استفاده قرار گیرد عبارتند از:


  • بحث های گروهی خودآموز یا طوفان مغزی
  • بررسی و تجزیه‌وتحلیل مستندات مربوطه
  • گروه‌های کوچک بحث از افراد کلیدی یا گروه‌های متمرکز
  • مصاحبه های فردی
  • نظرسنجی‌ها و پرسشنامه‌ها
  • تجزیه‌وتحلیل سیستم، از جمله نمودار جریان، توضیح‌ها، جدول‌ها و …
  • مشاهده و تحقیق

 

  • شناسایی فرآیند کسب‌وکار فعلی و توانایی‌ها:

  • بسیاری از تکنیک‌های مشابه که ما برای شناسایی نیازهای ذینفع استفاده می‌کنیم نیز می‌تواند برای تعریف فرآیند کسب‌وکار و قابلیت‌های فعلی مورد استفاده قرار گیرد. ما به شدت به تکنیک‌های تجزیه و تحلیل سیستم، مدل سازی، تحقیق و بررسی اسناد و مدارک تکیه می‌کنیم.
  • شناسایی تفاوت‌ها:

  • هر اختلافی بین آنچه که ذینفعان نیاز دارند و آنچه که فرایند کسب‌وکار فعلی می‌تواند ارائه دهد، نیازهای ذینفعان ناراضی را نشان می‌دهد. این‌ها مسائلی هستند که باید حل شوند.

مسئولیت های اصلی یک تحلیل گر تجاری چیست؟

تحلیل گران تجاری با رهبران و کاربران کسب و کارها ارتباط برقرار می‌کنند تا بفهمند که چگونه تغییرات مبتنی بر داده ها برای پردازش، محصولات، خدمات، نرم افزار و سخت افزار می‌تواند کارایی یک کسب و کار را بالا ببرد و ارزش افزوده را افزایش دهد. آن‌ها باید ایده ها را بیان کنند تا بتوانند بین آنچه از لحاظ تکنولوژیکی امکان پذیر است و از لحاظ مالی و عملکردی منطقی است تعادل برقرار کنند.

نقش یک تحلیل گر تجاری به طور مداوم در حال تحول و تغییر است. به ویژه به این دلیل که شرکت ها برای تکمیل فعالیت های تجاری، بیشتر به داده ها متکی هستند. هر شرکت دارای مسائل مختلفی است که یک تحلیل گر تجاری می‌تواند با آن برخورد کند و این برخورد می‌تواند از طریق تغییر فن آوری ها، مشتریان ضعیف یا رضایت مشتری در سازمان های بزرگ باشد.

تحلیل گری تجاری نیازمند مهارت های سخت افزاری و نرم افزاری است. یک تحلیل گر تجاری باید بداند که چگونه می‌تواند روند تحلیل داده ها را تجزیه و تحلیل کند و گزارش دهد و همچنین بتواند این اطلاعات را با دیگران به اشتراک بگذارد و آن‌ها را در کسب و کار اعمال کند.